
در دلش دیگر نمانده صبر و آرام و قرار برد بالا دست بیعت با علی را با وقار گفت هر که من بر او منجی شدم در روشنی بعدِ من تنها علی نور است در شب های تار بعدِ من تنها علی میماند و تنها علی بعدِ من تنها علی مولاست در شهر و دیار هرکه را نامی تکاپو میدهد در این جهان چرخِ دنیا هم به نام حیدر آید بر مدار حرف آخر ؛ از عزل تا هرچه دنیا هست هست لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار موسوی ..برچسبها: شعر ...
ادامه مطلب
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ ادامه مطلب ........
ادامه مطلب
باحال بود :)...
ادامه مطلب
عشق یعنی که علی محو رخ زهرا شد جلوه ی آینه در آینه ای پیدا شد رفت خورشید دلش را به دل ماه دهد وسط عرش خدا ولوله ای بر پا شد xa0 موسوی .....
ادامه مطلب