
جایی به غیر شانه ی خاتم نداشتیچیزی ز اوصاف علی کم نداشتی حتی شبیه و هم رده ات در میان خلق از ابتدای خلقت عالم نداشتی جانا فدای درد تو بود و نبود من کاش اینقدر مصیبت و ماتم نداشتی داغ تمام آل بنی هاشمت کنار عباس اگر که بود دمی غم نداشتی لعنت به تیر های پر از داغ حرمله رویی برای اشک رباب هم نداشتی هل من .... صدا زدی و نشستی به روی پا یاری میان این همه آدم نداشتی بغضی به جز برای دخترکانت که مانده اند...
ادامه مطلب
با خط آخر پیامش موافق بودم گاهی باید آدما رو با دغدغه هاشون تنها بزاری تا شان خودت هم حفظ بشه .....
ادامه مطلب
در دلش دیگر نمانده صبر و آرام و قرار برد بالا دست بیعت با علی را با وقار گفت هر که من بر او منجی شدم در روشنی بعدِ من تنها علی نور است در شب های تار بعدِ من تنها علی میماند و تنها علی بعدِ من تنها علی مولاست در شهر و دیار هرکه را نامی تکاپو میدهد در این جهان چرخِ دنیا هم به نام حیدر آید بر مدار حرف آخر ؛ از عزل تا هرچه دنیا هست هست لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار موسوی ..برچسبها: شعر ...
ادامه مطلب
در زندگی مشکلات بزرگ نیست که به آدم با اراده احتیاج دارد، بلکه به نظرم در یک روز با خنده به استقبال مشکلات کوچک رفتن، واقعا احتیاج به عزم و اراده دارد.xa0من هم سعی میکنم چنین اراده ای را در خود به وجود بیاورم. میخواهم به خودم تلقین کنم که زندگی فقط یک بازیست و من باید تا آنجا که میتوانم ماهرانه و درست آن را بازی کنم. چه در این بازی ببرم و چه ببازم، در هر حال شانه ها را بالا می اندازم و می خندم. خوشی های بزرگ زیاد مهم نیستند [چون دوام شادی ناشی از هر اتفاق کمتر از یک روز یا یک هفته است] مهم این ا...
ادامه مطلب
و ب نام خدایی ک در این نزدیکیست ..خدایی در همین حوالی . کمی سرت را بالا بیاور میبینی اش .. اگر ندیده ای ، اگر ندیده ام ن اینکه او نباشد .. هست . شاید من آنقدر سرم شلوغ شده ک چشمانم مجال دیدنش را ندارد ب نام خدایی ک در این نزدیکیست . همین نزدیکی ها . چند قدم آنور تر .. پیش همان شب بوی های قرمز . گوشه ی همان دیوار ک با اسپری رویش نوشته اند : به شکوفه ها ب باران برسان سلام ما را همین حوالی .. پشت همان پیرمردی ک آرام و متین قدم برمیدارد و سمت صندلی کنار پیاده رو میرود .. و خدایی ک در این نزدیکیست .....
ادامه مطلب
آمدی تا همه دنیا به تو پابند شود عشق درگیر به معنای خداوند شود وسط این همه واژه که لبها آمد نامت حرفِ قسم و آیه ی سوگند شود کاش تقدیرِ دل و حالت آشفته مان مثل آنکه به سرش سایه ات افکند شود قصه آن است که تاریخ قلم میشکند که کسی باز بیاید به تو مانند شود وَ خدا خواست که تا آخر دنیا عالم همه اش در خم ...
ادامه مطلب
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ ادامه مطلب ........
ادامه مطلب
در ادامه ی مبحث خودکشی دوستان عزیزی که اصرار دارن به قلبشون شلیک کنن و تفنگو خیلی شیک میزارن سمت چپ سینشون باید بگم قلب در واقعxa0 وسطه و یذره مایل به چپه و تو صرفا داری به شش چپت شلیک میکنی.و اینکه بدتر از اون حدود کمتر از یک درصد از افراد جهان قلبشون مایل به راسته بنابر این شلیک به قلب خیلی ریسکه. من مشکلی ندارم به ریه شلیک کنیدا،در هر صورت میمیرید ولی وقتی خواستن گلوله رو در بیارن ببینن زدین تو ریه میخندن بهتون از من گفتن بود . بزنین تو مغز جاشم مشخص تره خب...
ادامه مطلب
تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد وجود نازکت آزرده گزند مباد... ادامه مطلب این پست خیلی غم انگیزه . و البته واقعی . پس لطفا بعد از این ک خوندید برای شفای بیمارا دعا کنید . ممنون .....
ادامه مطلب
چشم کارش گریه در سوگ حسین بن علی ست کور بادا چشم اگر از گریه خودداری کند ادامه مطلب .......
ادامه مطلب
بیشتر مردم زندگی نمیکنند ، فقط باهم مسابقه دو گذاشته اند. میخواهند به هدفی در افق دوردست برسند ولی در گرماگرم رفتن آنقدر نفس شان بند میآید و نفس نفس میزنند که چشم شان زیباییها و آرامش سرزمینی را که از آن میگذرند نمیبینند و بعد یک وقت چشم شان به خودشان میافتد و میبینند پیر و فرسوده هستند و دیگر فرقی برایشان نمیکند به هدف شان رسیده اند یا نرسیده اند....
ادامه مطلب
عشق یعنی که علی محو رخ زهرا شد جلوه ی آینه در آینه ای پیدا شد رفت خورشید دلش را به دل ماه دهد وسط عرش خدا ولوله ای بر پا شد xa0 موسوی .....
ادامه مطلب