گپ خودمونی

متن مرتبط با « الحلقة 4» در سایت گپ خودمونی نوشته شده است

با اینکه روضه هات نمک زندگیم شد ...

  • نیلوبلاگ

    جایی به غیر شانه ی خاتم نداشتیچیزی ز اوصاف علی کم نداشتی حتی شبیه و هم رده ات در میان خلق از ابتدای خلقت عالم نداشتی جانا فدای درد تو بود و نبود من کاش اینقدر مصیبت و ماتم نداشتی داغ تمام آل بنی هاشمت کنار عباس اگر که بود دمی غم نداشتی لعنت به تیر های پر از داغ حرمله رویی برای اشک رباب هم نداشتی هل من .... صدا زدی و نشستی به روی پا یاری میان این همه آدم نداشتی بغضی به جز برای دخترکانت که مانده اند...

    ادامه مطلب
  • آخرین محرم

  • نیلوبلاگ

    این آخرین ماه محرمیه ک گپ خودمونی هست ..ی جایی خوندم هرجور ک میتونید توو دستگاه امام حسین فعالیت کنین . هرچقدر ک میتونین . چیزی گم نمیشه . آقا فراموش نمیکنه . دلم نیومد این چند شب رو نباشم . حتی شده ب اندازه چندتا شعر قدیمی .. نوکری برا امام حسین همه جوره ش شیرینه .. ...

    ادامه مطلب
  • رقیه خانوم

  • نیلوبلاگ

    السلام یا بنت الحسین ✋ xa0 xa0 شاهزاده تر از شما نیست . هیچوقت هم نمیاد خانوم جان .....

    ادامه مطلب
  • wullpaper

  • نیلوبلاگ

    هر وقت ناراحت بودی به این فک کن که میلیون ها سلول تو بدن تو وجود دارن و تنها چیزی که بهش اهمیت میدن تویی...

    ادامه مطلب
  • گاهی باید ...

  • نیلوبلاگ

    با خط آخر پیامش موافق بودم گاهی باید آدما رو با دغدغه هاشون تنها بزاری تا شان خودت هم حفظ بشه .....

    ادامه مطلب
  • زوتوپیا

  • نیلوبلاگ

    - اون روز دو تا چیز یاد گرفتم . یک ، هیچوقت اجازه ندم کسی رنج کشیدنمو ببینه+ و دومی ؟ - اگه دنیا میخواد یه روباه رو مکار و حیله گر و غیر قابل اعتماد ببینه ، سعی کردن واسه چیز دیگه ای بودن بی فایده س ...

    ادامه مطلب
  • تهدید امنیتی !

  • نیلوبلاگ

    نوتیف اومده یک تهدید امنیتی کشف شد .. ی برنامه رو تهدید شناسایی کرده . جدا از اینکه برنامه ش برام خیلی کاربردیه و نمیتونم حذفش کنم ولی دوست دارم ب آنتی ویروسش پیام بدم بگم مشتی من گوشیم سه تا ویروس داره ک هر کدومشون ی گیگ از حافظه رو اشغال کردن و هر دو سه روز پیام میاد حافظه شما روو ب اتمام است . اونا رو ول کردی چسبیدی ب ی آپ نصبی !خودت میدونی بازم ولی داری اشتباه میزنی :) ...

    ادامه مطلب
  • عید مبارک ..

  • نیلوبلاگ

    در دلش دیگر نمانده صبر و آرام و قرار برد بالا دست بیعت با علی را با وقار گفت هر که من بر او منجی شدم در روشنی بعدِ من تنها علی نور است در شب های تار بعدِ من تنها علی میماند و تنها علی بعدِ من تنها علی مولاست در شهر و دیار هرکه را نامی تکاپو میدهد در این جهان چرخِ دنیا هم به نام حیدر آید بر مدار حرف آخر ؛ از عزل تا هرچه دنیا هست هست لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار موسوی ..برچسبها: شعر ...

    ادامه مطلب
  • بی خیال :)

  • نیلوبلاگ

    امروز فهمیدم خدا شانههایم را، فقط برای اینxa0نیافریده است که کولهبارِ غم هایم را بهxa0دوش بکشند! گاهی لازم است کـه با یک لبخندxa0شانههایم را بیندازم بالاxa0و بعد بگویم:xa0بیخیالxa0 و با یک لبخند «ادامه دهم زندگیام را» ...

    ادامه مطلب
  • مارسل پروست

  • نیلوبلاگ

    گپ خودمونی - مارسل پروست مارسل پروست در حافظه هر چه بخواهی هست، حافظه نوعی داروخانه یا آزمایشگاه شیمی ست که در آن اتفاقی دستت گاه به دارویی آرامش بخش و گاه به زهری خطرناک میرسد. ...

    ادامه مطلب
  • رسیده ..

  • نیلوبلاگ

    هنوزم میشه حسش کرد . نیازی نیست دیده شه ..گاهی فقط باید اون دور دورا وایسی و چشماتو ببندی . هواش خنک تره ، بادش تند تره ، گاهی چندتا قطره هم روو صورتت میشینه . یکم ک دقت کنی حتی صداشو میشنوی .. همه اینا ینی ی طوفان توو راهه . نباید منتظر باشی ببینیش . منتظر هم نمیشی هنوزم میتونی طوفانا رو حس کنی . این خوب نیست .xa0 اونی ک از قبل ترها میفهمه ، ینی خودش ی جایی توو آسمون گیر کرده . این خوب نیست .. ...

    ادامه مطلب
  • بابالنگ دراز

  • نیلوبلاگ

    در زندگی مشکلات بزرگ نیست که به آدم با اراده احتیاج دارد، بلکه به نظرم در یک روز با خنده به استقبال مشکلات کوچک رفتن، واقعا احتیاج به عزم و اراده دارد.xa0من هم سعی میکنم چنین اراده ای را در خود به وجود بیاورم. میخواهم به خودم تلقین کنم که زندگی فقط یک بازیست و من باید تا آنجا که میتوانم ماهرانه و درست آن را بازی کنم. چه در این بازی ببرم و چه ببازم، در هر حال شانه ها را بالا می اندازم و می خندم. خوشی های بزرگ زیاد مهم نیستند [چون دوام شادی ناشی از هر اتفاق کمتر از یک روز یا یک هفته است] مهم این ا...

    ادامه مطلب
  • و خدایی ک در این نزدیکیست ..

  • نیلوبلاگ

    و ب نام خدایی ک در این نزدیکیست ..خدایی در همین حوالی . کمی سرت را بالا بیاور میبینی اش .. اگر ندیده ای ، اگر ندیده ام ن اینکه او نباشد .. هست . شاید من آنقدر سرم شلوغ شده ک چشمانم مجال دیدنش را ندارد ب نام خدایی ک در این نزدیکیست . همین نزدیکی ها . چند قدم آنور تر .. پیش همان شب بوی های قرمز . گوشه ی همان دیوار ک با اسپری رویش نوشته اند : به شکوفه ها ب باران برسان سلام ما را همین حوالی .. پشت همان پیرمردی ک آرام و متین قدم برمیدارد و سمت صندلی کنار پیاده رو میرود .. و خدایی ک در این نزدیکیست .....

    ادامه مطلب
  • ماه

  • نیلوبلاگ

    ماه رو امشب و فرداشب از دست ندید .....

    ادامه مطلب
  • ماه گرفتگی

  • نیلوبلاگ

    امشب ساعت نه و پنجاه دقیقه ماه گرفتگی داریم ❤❤ حتما ببینیدش .....

    ادامه مطلب
  • زندگی

  • نیلوبلاگ

    عجیب ترین معلم دنیا بود ، امتحاناتش عجیب تر...امتحاناتی که هر هفته می گرفت و هر کسی باید برگه ی خودش راxa0 تصحیح می کرد...آن هم نه در کلاس،در خانه...دور از چشم همهاولین باری که برگه ی امتحان خودم را تصحیح کردم سه غلط داشتم...نمی دانم ترس بود یا عذاب وجدان،xa0 هر چه بود نگذاشت اشتباهاتم را نادیده بگیرم و به خودم بیست بدهم... فردای آن روز در کلاس وقتی همه ی بچه ها برگه هایشان را تحویل دادند فهمیدم همه بیست شده اند به جز من...به جز من که از خودم غلط گرفته بودم... xa0من نمی خواستم اشتباهاتم را نادید...

    ادامه مطلب
  • انگيزه

  • نیلوبلاگ

    توهماتمون بيشتر از واقعيت بهمون انگيزه زندگي كردن ميدن...

    ادامه مطلب
  • جروم دیوید سلینجر

  • نیلوبلاگ

    قرار نیست من اونجوری زندگی کنم که دنیا دوس داره، خب طبعا قرار هم نیست دنیا هم اونجوری بچرخه که من دوس دارم!...

    ادامه مطلب
  • شازده کوچولو

  • نیلوبلاگ

    ی روباهی باشه ک بهت یاد بده دنیای آدما جور قشنگتری هم میتونست باشه .....

    ادامه مطلب
  • داستان

  • نیلوبلاگ

    ما یکی از نخستین خانوادههایی در شهرمان بودیم که صاحب تلفن شدیم. آن موقع من 9-8 ساله بودم. یادم میآید که قاب برّاقی داشت و به دیوار نصب شده بود و گوشیاش به پهلوی قاب آویزان بود. من قدّم به تلفن نمیرسید اما همیشه وقتی مادرم با تلفن صحبت میکرد با شیفتگی به حرفهایش گوش میکردم.بعد من پی بردم که یک...

    ادامه مطلب